برکت
به قلم: ابراهیم اکبری دیزگاه
از نکات مثبت شروع می کنم اما اصل سخنم در نکات منفی و متناقض اش هست.
آقای اکبری دست روی موضوع خوبی گذاشته است. موضوعی که بسیار مستعد قلم فرسایی است اما متاسفانه چندان روی آن کار نشده. این کتاب راکه می خواندم با خودم می گفتم ای کاش طلبه های مبلّغ خود را ملزم می کردند به نوشتن خاطرات واقعی از تجارب تبلیغشان. آنوقت وقتیکه آنها را می خواندی متوجه اشکالات این رمان می شدی.
«یونس» این قصه ویژگی های خوب بسیاری دارد اما نه به اندازه ای که بتوان او را طلبه ای مبلّغ دانست.
او قلب مهربان و رئوفی دارد. این را از گریه های گاه و بیگاه و نیز رفتارش با حیوانات می توان فهمید.
او حتی برای گاوی که وحشی شده بخاطر گوساله ای که دارد دل می سوزاند و مانع کشتن اش می شود اما خودش مدتها از کنار مهر پدر و مادرش ساده گذشته و وجود خود را از آنان محروم کرده!
دیگر ویژگی خوبی که «یونس» دارد عدم سختگیری در مسائل دینی است بطوریکه در احکام دین به هرکس به مقدار ظرفیت و شرایط اش تحمیل می کند . نکته مهمی که در امر تبلیغ مخصوصا در مناطق محروم و روستایی بسیار حایز اهمیت است.
مثلا جاییکه به پیرمرد می گوید بجای روزه های قضا شده باید روزه بگیری و کفاره بدهی.
پیرمرد روزه را قبول می کند اما کفاره را نه. یونس می گوید: باشه فعلا تو قضا شو بگیر.
نویسنده به شرایط سختی که مبلّغین در مناطق محروم تحمل می کنند به خوبی اشاره کرده؛ کمبود امکانات ، جهل و خرافه، نقص فرهنگی و
اما گاه در توصیف این فضا چنان اغراق کرده که دچار تناقض گویی شده!
روستایی که فاصله زیادی با شهر ندارد، وسایل ارتباطی مثل موبایل در آن رواج دارد، سخنرانی های کارشناسان روز به آنجا می رسد اما اغلب رفتارها آنرمال بنظر می رسد!
اینکه در هر روستایی دو سه نفر شیرین عقل و غیرطبیعی باشند باورپذیر است اما این حجم از انسان های آنرمال در یک روستا واقعا قابل پذیرش نیست
کسیکه اصلا با زندگی طلبگی و مبلّغین آشنایی نداشته باشد این کتاب را خوانده و سرگرم خواهد شد اما کسیکه با این افراد آشنایی دارد متوجه تفاوت فاحش «یونس» با مبلّغین خواهد شد.
«یونسی» که اصلا از اول نیت درستی برای رفتن به تبلیغ ندارد. هدف او فرار از دست همسر ناسازگارش هست. گیرم صرفا یونس اینگونه بوده اما در خلال داستان سعی می کند این مساله را به طلبه ای دیگر و حتی به امام موسی صدر هم تسری بدهد. اینکه هدف مبلغین از ترک خانه و کاشانه شان نه نیت مقدس اصلاح امت پیامبر (ص) بلکه نوعی فرار از مشکلات محیطی شان است.
و این به واقع هر خواننده ای را نسبت به مبلّغین بدبین می کند.
و طبیعی است که فرد وقتی با این نیت به تبلیغ برود نه حوصله مطالعه خواهد داشت، نه سخنرانی منظم و منسجمی (یونس اغلب در این زمینه که درباره چه چیزی سخنرانی کند سردرگم است) نه برنامه درست و از پیش تعیین شده ای برای تبلیغ خواهد داشت و نه خواهد توانست به ساده ترین سوالات اعتقادی پاسخ دهد و هر روز بین کتابها با بی حوصلیگی دنبال متن سخنرانی خواهد بود.
نویسنده در پایان می خواهد ثابت کند که «یونس» با بقیه طلبه ها فرق دارد و توانسته در دل مردم جا باز کند و موثر باشد اما خواننده هرچقدر جستجو می کند عمل و برنامه و کار خاصی از یونس پیدا نمی کند تا این موثر بودن را به آن ربط دهد.
یونس بیش از آنکه به فکر راههایی برای نفوذ در دل اهالی داشته باشد صرفا یا با افکار خود درگیر است و یا فقط تاکید بر دائم الوضو بودن و نماز شب خودش دارد. (که آن هم گاهی برای فرار از پاسخ به سوالات است!)
یونس در حقیقت نه هدف و نیت درستی از امدن به انجا داشته نه برنامه ای برای تبلیغ و نه مبارزه با نفسی که او را ملزم به ادامه مسئولیت اش کند . او مردم روستا را تحمل می کند نه برای هدایتشان ؛ بلکه بخاطر اینکه نمی تواند فرار کند و چاره ای جز ماندن ندارد.
نکته دیگری که از ارزش دینی و اعتقادی این رمان می کاهد اهانتی است که در خلال داستان به آقای رائفی پور می کند. مگر نه اینکه اقای رائفی پور بسیار بیشتر از برخی طلبه های مبلّغ توانسته در زمینه اصلاح باورهای دینی موثر باشد. چیزی که یونس داستان از انجام آن به واقع عاجز است. ص83
و نکته پایانی اینکه: مگر طلبه ها همه احکام دین را از یک منبع نخوانده اند؟
چرا نویسنده اصرار دارد به خواننده القا کند که طلبه ها هر کدام مطابق با سلیقه خود و متفاوت از همدیگر احکام شرعی را پاسخ می دهند؟
گویا منبع تعلیمی دینی یکسانی وجود ندارد و طلبه ها هر کدام سرخود احکام تولید می کنند!
خلاصه اینکه در این رمان اثر و حرکت خاصی از یونس دیده نشد. هرچه بود الطاف الهی بود که به دادش می رسید و آبرویش را حفظ می کرد.
امیدوارم نویسنده عامدانه سعی در تخریب وجه مبلغین نداشته باشد چرا که در این صورت مدیون صدها مبلّغی خواهد بود که مخلصانه و جهادی برای اصلاح باورها و سبک زندگی مناطق محروم تلاش می کنند
یونس ,طلبه ,اینکه ,تبلیغ ,سخنرانی ,مبلّغین ,موثر باشد ,خلال داستان ,نداشته باشد ,مناطق محروم منبع
درباره این سایت